خرید بک لینک
جلسه رسمی خواستگاری داداش جانمان بود..حسابی ب خودمان رسیده و شیک و پیک کرده بودیم...یک لبخند ملایم هم چسبانده بودیم گوشه لبمان تا به اصطلاح پرستیژمان بالا رود...با نگاهی سرشار از مناعت طبع به حرفهای بزرگترها گوش میکردیم و در دلمان قند آب میشد برای شاه داماد و عروس خانم...در پی حرفهای جور و واجور صدای بابا را شنیدیم ک میگفت: بعد از رفتن زهرا از خانه هنوز هم که هنوز است به صندلی اش دور میز غذاخوری نادامه مطلب

برچسب: خواستگاری,برادرجان, نویسنده: آرین نوری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:05

بلاگفا بازم امروز منو حسابی ترسوند...آخهههه چرا

دقیقا مشکلت چیه؟.....ماذا فاذا عزیزم؟

یه دلم میگه برم برم.......یه دلم میگه نرم نرم

طاقت نداره دلم دلم.....

آخه من بلاگفا رو دوس

ینی یه فرصت دیگه بهش بدم؟

یا فرارو بر قرار ترجیح بدم؟؟

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۵ساعت 17:25 توسط ☆نو عروس☆ |

برچسب: نویسنده: آرین نوری تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 19:59

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: آرین نوری تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 19:59

سلام...خوبید دوستای خوبم؟ بالاخره برگشتم...مرسی از کسایی ک تو این مدت ب یادم بودن و احوالمو میپرسیدن...دوستتون دارمنمیخوام راجبه کنکور حرفی بزنم...چون هیچی از نتیجه معلوم نیس و من همه چیو ب خدا سپردم...انشاالله ک هرچی ب صلاحه اتفاق بیفته ...باید بگم ک تو این مدتی ک نبودم کلیییییییی اتفاق افتاده..خوبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین نوری تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 19:59

صفحه بندی